وروستي:

تفریط گرایی ویا فرار از مسئولیت!

بسم الله الرحمن الرحیم

 

نوشتۀ: انجنیر محمد نذیر تنویر، هالند

به سلسلۀ مضامین «انس با وحی»: برداشتی از آیات 25-33 سورة الحاقه

بخش اول:

زمانی که به قرائت کوتاه، و مشترک دو قاری جوان (یوسف و عبدالکریم) گوش فرا داده بودم؛

https://www.facebook.com/2afghan/videos/1074528696001479/

 معانی آیات، چنان بر من اثر گذاشت که ترس همه ای وجودم را فرا گرفت.  اشک از دیدگانم چنان جاری گشت که صورتم را چند باری شست. از خود پرسیدم که چرا باید انسانها از زیر بار مسئولیت فرار نمایند؛ و برای توجیه این عمل شان، خویشتن و اندیشه های شان را، «یک بُعدی» شکل دهند؟

چرا و تا چه زمانی؛ با سوء استفاده از رحمانیت الله (ج)، از زیر بار مسئولیت های که؛ خود نعمت است (برای فرد، جامعه و نظام هستی)، باید فرار نمود؟

مگر الله (ج) نفرموده است که:

وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَـٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا ﴿الاسراء:٣٦

و از چیزی که به آن علم نداری [بلکه برگرفته از شنیده ها، ساده نگری ها، خیالات و اوهام است] پیروی مکن؛ زیرا گوش و چشم و دل [که ابزار علم و شناخت واقعی اند] موردِ بازخواست اند.

پس چرا انسانها در حالی که گوش و چشم و دل هر یک مسئول «انتخاب اش» است‌، خود را بنده و اسیر «گمان زنی» هایش ساخته و از آنچه که علم به آن ندارند، پیروی می نمایند؟

این چرا ها، مرا به فکر «تفریط گرایی» جامعه ی ما انداخت، و مرا واداشت تا این مقاله را زیر عنوان «تفریط گرایی و یا فرار از مسئولیت» بنویسم.

تفریط یعنی کوتاهی کردن در کاری، یعنی چیزی را بیهوده ساختن و تلف کردن می باشد که فرد با از دست دادن صبر و خرد، زیر تأثیر هوای نفس رفته، عملش- برایش نیکو جلوه می نماید تا جای یکه دین اش را نیز زیر این طرز دید (هوای نفس) قرار می دهد.

دگر این «تفریط گرایان» هرآن کسی را که «امر به معروف و نهی از منکر» می دارند، افراط گرا می بینند، چونکه در قدم اول سرگرمی هایشان (موزیک، شطرنج، سریال، گیم ووو…) زیر سوال می رود، و درقدم بعدی؛ که خود نمی توانند آنرا احساس نمایند، تخریب و منجمد ساختن عقل شان می باشد. مقوله ای زیبای ست از حضرت علی (رض) که می گوید:

« کسى که زیاد به سرگرمى بپردازد، عقلش کم است!»

پس این که انسان خود را به اموری بیهوده سرگرم کند نتیجه آن کاهش بهره وری عقل خواهد بود که به طور طبیعی افراط و تفریط در رفتار و زندگی را موجب خواهد شد.

متا سفانه امروزه ودر غربت دین (حتی در بین حزب اسلامی که یک جریان سچه اسلامی می باشد) چه بسا کسانی را که اهل دین هستند و در انجام فرایض دینی خود دقت دارند زیر نام «متحجرین» می کوبند. کمیته های را زیر نام «تحجر زدایی» شکل می دهند و مقالاتی را زیر عناوین «متحجر کیست؟» از بلندگو های احزاب اسلامی به نشر می سپارند.

پس در حقیقت این حرکتها (فرقه معتزله، منکرین حدیث، فرقه سروشیه، فرقه های طریقتی، فرقه های رافضی ووو…) همه بیشتر اثرات «دین گریزی» و یا «بی باوری دینی» بقیه ی افراده جامعه را زمینه ساز می شوند، تا مبارزه علیه افراط گرایی را!

از تحریف «افراط گرایی» معاندین اسلام زیاد شنیده ایم و ضرورت به تکرارش نمی رود! بیاید سری بزنیم که افرط گرایی در اصل چیست، و بعداٌ سری به حلقه های خود بزنیم و ببینیم که این صفات تا چه حدی در وجود همین آقایون تفریط گرا موجود است:

  • افراط یعنی عدم پذیرش دیگران و نظریات شان (خودگرایی)؛
  • افراط یعنی سرباز زدن از حدود الهی و پافشاری- و نقد نسبت به آن؛
  • افراط یعنی شامل ساختن بدعت و کذب در شریعت الهی و آنرا توجیه دینی دادن و بر دیگران بهتان بستن؛
  • افراط یعنی در اولویت قرار دادن سلیقه فردی نسبت به قوانین الهی و دست به تحریف و تغییر آن زدن؛
  • افراط یعنی ابراز خشم و تنفر و افکار غیر انسانی داشتن، نسبت به کسانی که متفاوت از ما فکر میکنند؛
  • افراط یعنی دیگران را به نظر تحقیر دیدن و تشخیص و شعور شان را به تمسخر کشاندن؛
  • افراط یعنی شیفته شدن به نوگرایی، و کوبیدن گذشته، زیر نام تحجرگرایی؛
  • افراط یعنی دیکتاتوری فکری زیر نام مدرنیته، و خط بطلان به اندیشه های گذشتگان؛
  • افراط یعنی عقلگرایی تا سرحدی که، بنده عقل شدن، و ماوراء آنرا تحجر پنداشتن؛ ووو…

پس حالت تفریط گریان به مرحله ای رسیده است که بقیه ی افراد جامعه را بخصوص دینداران عملی (Practical Muslim) را، افراطی می پندارند و زیر نام متحجر بر ایشان می تازند. اینجاست که ایشان؛ در عدم تقوای الهی، از مسیر عدالت و اعتدال منحرف و به مسیر شقاوت و بدبختی سقوط می کنند.

فکر کردم تا با پیوند این فلم کوتاه، و درج معانی آن، بتوانم این مقاله را بیشتر پُر بار نموده، و پیشکش شما عزیزان نمایم. تا شود از بی مسئولیتی خویش در برابر خالق هستی، بکاهیم، و با دو بال «ترس» و «امید» بسوی الله (ج) پرواز نمایم.

بلی! مؤمن می تواند بسوی الله (ج) که همان «شریعت الهی» ست، با بال «ترس از الله (ج)» و «امید به الله (ج)» پرواز نماید تا حقانیت خلقت خودش، و جهان هستی را بهتر درک نماید. زیرا شریعت الهی، قانون اعتدال است، و پیروان اش را به «امت وسط»{البقره:143} مسمی گردانیده است که از افراط – غلوگرایی، و از تفریط – تعطیل مسئولیت پذیری، ایشان را برحذر می دارد.

الله (ج) در سوره الاعراف می فرماید:

وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفًا وَطَمَعًا ۚ إِنَّ رَحْمَتَ اللَّـهِ قَرِيبٌ مِّنَ الْمُحْسِنِينَ ﴿٥٦

و در زمین پس از اصلاح آن (آمدن شریعت الهی)  فساد مکنید و الله را هم از راه «ترس» و هم از روی «امید» بخوانید، که یقیناٌ رحمت الله به نیکوکاران نزدیک است.

پس نباید تفریط گرا بود!

اینکه مباحث افراط گرایی به اوج اش رسیده و با پیوند تحریف «معاندین اسلام»، آنرا به بحث داغ و بحث روز شکل داده اند، نباید درین خلا، بازار تفریط گرایی و بی مسئولیتی را بیشتر رونق دهیم. زیرا «یک بٌعدی» اندیشیدن، و تنها به رحمانیت الله (ج) فکر کردن، یکی از وسیله های نفوذ پذیری شیطان بوده که فرد را در جهت انحراف مسیر می دهد!

پس باید از تفریط گرایی حذر نمایم و با دو بال «ترس» و «امید» بسوی دین الله (ج) پرواز نمایم. زیرا اگر فکر انسان تنها به رحمانیت الله (ج) تمرکز نماید، مانند اندیشه های عیسویت، یهودیت و حتی بودایزم گشته، که اوقات طلایی اش (الْأَيَّامِ الْخَالِيَةِ) {الحاقه:24} را، که می بایست با حسنات پُر می داشت، از دست داده و به هدر می برد.

بلی! یکی از شیوه ها و کاربرد های شیطان در فریب بشر، همین جلوه دادن حیات طولانی و آمرزگاری و مغفرت الله (ج) می باشد:

فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُم بِاللَّـهِ الْغَرُورُ ﴿٣٣

پس زندگی دنیا شما را نفریبد، و مبادا شیطان شما را به (کرم و رحمت) الله مغرور کند. {لقمان:33} و {فاطر:5}

از جانب دیگر، این «یک بُعدی» فکر کردن (تفریط گرایی) و همچنان با دستآویز رحمانیت الله (ج) از زیر بار مسئولیت فرار کردن، خود اهانت بر شأن و منزلت خالق هستی بوده، که عدالت اش را زیر سوال می برد! این مطلب را الله (ج) در پرسشی، چنین بیان می دارد:

أَفَمَن زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَنًا ۖ…

پس آيا كسى كه كردار زشتش در نظرش آراسته شده و آن را نيكو بيند، (مانند كسى است كه براستى نيكوكار است)؟ {فاطر:8}

پس قرآن به صراحت این طرز «یک بُعدی» فکر کردن را نفی می دارد. زیرا رحمت – و عدالت الله (ج) ملازم و پیوست همدیگر بوده، که نباید با مطرح ساختن رحمت الهی؛ عدالت الهی را زیر سوال بریم!